نگاهی به تجربه قرارداد نفتی در دوران قاجار
ایلنا گزارش میدهد؛
نگاهی به تجربه قرارداد نفتی در دوران قاجار / آیا قرارداد دارسی خائنانه بود؟
مسیر بهبود قراردادهای نفتی همزمان با رشد دانش فنی، مالی و حقوقی ایران در یک قرن گذشته تدوام داشته است و به قراردادهای بهتر و مناسبتری تبدیل شد. مسیری که پیمودن آن کماکان ادامه دارد.
ایلنا، مهدی الیاسی: «قرارداد خائنانه دارسی و چپاول نفت ایران توسط روباه پیر» ، این تعبیر و تعابیر مشابه را در تحلیل رویدادهای تاریخ معاصر بسیار شنیدهایم به نحوی که کمتر کسی در بدیهی بودن آن تردید دارد. اما آیا به راستی امتیاز دارسی قراردادی ننگین بود که در دوران قاجار توسط عمال بیگانه به کشور تحمیل شد؟ بررسی قرارداد دارسی مانند هر رویداد تاریخی دیگر، نیازمند توجه به زمان و جغرافیایی است که قرارداد در آن تاریخ و جغرافیا منعقد شد.
نگاهی به قرارداد دارسی
به موجب قرارداد دارسی دولت شاهنشاهی قاجار به ویلیام ناکس دارسی به مدت 60 سال اجازه مخصوص جهت تفتیش، تفحص، استخراج و فروش نفت، گاز طبیعی، قیر و موم طبیعی در تمام وسعت ممالک ایران ( به جز ولایات آذربایجان، گیلان، مازندران، خراسان و استرآباد) را داد. دولت ایران به ازای این قرار 200 هزار لیره انگلیسی پیش دریافت گرفت و مقرر شد دارسی از منافع خالص خود سالانه 16 درصد به ایران بپردازد.
همچنین در قرارداد آورده شد: عمله و فعله که در تأسیسات فوق کار میکنند باید رعیت اعلیحضرت شاهنشاه ایران باشند.
در بند دیگر تاکید شد: بعد از انقضای مدت معین این قرارداد، تمام اسباب و ابنیه و ادوات موجود به جهت استخراج و انتفاع معادن متعلق به دولت ایران خواهد بود و شرکت دارسی حق هیچ گونه غرامت از این بابت نخواهد داشت.
از حمل تجهیزات با قاطر تا فقدان راه برای انتقال نفت به خلیج فارس
سهم خالص 16 درصدی ایران از فروش نفت، امتیاز استفاده از کارگران ایرانی در اکتشاف و استخراج نفت و حق تملک ابنیه و ادوات استخراج نفت در امتیازنامه دارسی نصیب ایران شد. بسیاری قرارداد دارسی و سهم 16 درصدی را خائنانه میدانند. این در حالی است که اساسا امتیازنامه دارسی اولین تجربه ایران در انعقاد قرارداد نفتی است، آن هم در شرایطی که در کشور حتی نسبت به ماهیت ماده مورد معامله، دانشی وجود نداشت. در آن زمان اساسا در ایران اطلاعی راجع به وجوه فنی، تجاری و حقوقی نفت موجود نبود. ایران در آن دوران امکانات، انگیزه ریسک ، پول، دانش فنی و نیروی انسانی برای اکتشاف و استخراج نفت را مطلقا دارا نبود.
دارسی در حالی ریسک بزرگ قرارداد نفتی با ایران و ریسک پرداخت هزینه هنگفت برای اکتشاف نفت در ایران را پذیرفت که این قرارداد در سال 1901 منعقد شد و دارسی در سال 1908 به نفت رسید. یعنی کشف نفت در ایران 7 سال زمان برد. در میانه راه، دارسی که هزینه بسیاری را محتمل شده بود، مایوس شده و در آستانه رها کردن کار بود و پس از آن که توانست در انگلستان اسپانسری دیگر برای ادامه فعالیت پیدا کند به کار ادامه داد.
در آن دوران به دلیل فقدان راه قابل حمل و نقل در مناطق جنوبی ایران، تمام تجهیزات اکتشافی با قاطر یا با کوله پشتی به مناطق مورد اکتشاف ارسال میشد آن هم در شرایطی که برای حفاظت از این تجهیزات، در ایران نیروی پلیس برای تامین امنیت وجود نداشت و هر لحظه امکان غارت تجهیزات و اموال توسط راهزنان و غارتگران وجود داشت. شرکت تحت مدیریت دارسی برای تامین امنیت ناچار بود با سران عشایر محلی مذاکره کرده و با پرداخت پول از قدرت آنان برای تامین امنیت استفاده کند.
حتی بعضا ناچار بودند برخی تجهیزات نفتی را در همان محل اکتشاف نفت، بسازند.
نکته جالبتر این که دارسی در سال 1908 به نفت رسید و اما صادرات نفت کشف شده حدودا چهار سال بعد انجام شد زیرا در ایران اصلا جادهای برای حمل نفت به خلیج فارس وجود نداشت و ایجاد راه و زیر ساخت برای حمل نفت به خلیج فارس توسط دارسی نزدیک به چهار سال زمان برد.
در چنین شرایطی آیا به راستی میتوان قراردادی که مظفرالدین شاه با دارسی امضا کرد را ننگین و خائنانه نامید؟ فراموش نکنیم که اساسا با همان مختصر درآمد نفتی امکان شکلگیری نوعی دولت مدرن در ایران فراهم شد و یک سازمان اداری، مالی ، امنیتی و پلیسی در اواخر دوران قاجار و دوران پهلوی شکل گرفت که موتور محرک توسعه در ایران شد.
قراردادهای نفتی، بهبود مستمر
با توجه به جمیع مواردی که در بالا اشاره شد نمیتوان قرارداد دارسی را خائنانه نامید. این قرارداد اولین تجربه در انعقاد قراداد نفتی در ایران بود که در آن شرایط قرارداد بدی نبود. قرارداد دارسی آغاز یک راه بود. مسیری که در چارچوب قرارداد 1933 در دوران پهلوی اول، بهبود پیدا کرد و به سهم 25 درصدی ایران از فروش نفت تبدیل شد. مسیر بهبود قراردادهای نفتی همزمان با رشد دانش فنی، مالی و حقوقی ایران در یک قرن گذشته تدوام داشته است و به قراردادهای بهتر و مناسبتری تبدیل شد. مسیری که پیمودن آن کماکان ادامه دارد.
مهربان در گفتوگو با ایلنا:
ماکرون درصدد تنظیم روابط فرانسه با جهان است/تغییر مواضع ضدسوری هدف دیپلماسی چندجانبه پاریس
رئیسجمهوری فرانسه با نگاه دقیق و تیزبینانه خود سعی دارد تا پس از رصد وقایع بینالمللی روابط پاریس با جهان را به صورت همهجانبه تنظیم کند.
«عبدالله مهربان» کارشناس مسائل اروپا با اشاره به تغییر مواضع فرانسه نسبت به سرنوشت سوریه و بشار اسد در گفتوگو با خبرنگار ایلنا بیان کرد: امانوئل ماکرون بعد از روی کار آمدن در فرانسه نشان داد که به صورت مفید و واقعی توانسته است آرای انتخاباتی را به سمت خود جلب کند. برخی بر این عقیدهاند که به دلیل هراس مردم فرانسه از «مارین لوپن» رهبر جبهه ملی فرانسه، آرای انتخاباتی به سمت ماکرون متمایل شده است اما در مدت کوتاهی که ماکرون وارد کاخ الیزه شده است نشان داده که زکاوت و شخصیت او موجب پیروزی در انتخابات فرانسه شده است.
وی ادامه داد: استراتژی و راهبرد ماکرون را باید بر پایه دو محور اصلی بررسی کنیم؛ نخست اینکه وی معتقد است جایگاه فرانسه در اتحادیه اروپا باید ارتقا پیدا کند و دوم جایگاه اتحادیه در معادلات بینالمللی مشخص شود از این منظر تقویت پرستیژ بینالمللی فرانسه و پس از آن اتحادیه اروپایی برای بازتولید گفتمان جدید، از محورهایی است که توسط رئیسجمهوری فعلی فرانسه دنبال میشود.
با نگاهی به خروجی نشست خبری ماکرون و ترامپ و همچنین اظهارنظرهای وی پس از به قدرت رسیدن، این مفهوم پدیدار میشود که ماکرون به خوبی نقش روسیه در سوریه را درک کرده است و بر اساس تیزبینی که دارد به این مفهوم دست رسیده است که ترامپ خواستار نزدیک شدن به مسکو و پوتین در پروندههای منطقهای و خصوصاً سوریه نیست؛ لذا با تنظیم روابط خود با فرانسه شاهد هستیم که بحث کنارهگیری اسد از قدرت را اولویت فرانسه تلقی نمیکند.
این پژوهشگر حوزه بینالملل در تشریح راهبرد اتخاذ شده از سوی رئیسجمهوری فرانسه اظهار کرد: ماکرون پس از به روی کار آمدن و حضور در مجامع بینالمللی به گونهای رفتار کرده است که شخصیت قاطع و جدی از خود به نمایش بگذارد. او به خوبی رویکرد ترامپ در مورد اروپا و سایر کشورها را بررسی کرده است و میداند که نگاه ترامپ به درون آمریکا است و محور اصلی سیاستهای او اقتصاد خواهد بود. از این منظر به دنبال برقراری روابط سنتی با ایالات متحده پیش خواهد رفت.
وی افزود: ماکرون رویکرد لیبرالی در پیش گرفته که منافع اقتصادی فرانسه در راس آن قرار دارد؛ تا جایی که در مورد روسیه هم شاهد اتخاذ سیاست محافظهکارانه از سوی پاریس هستیم که البته با تیزبینی و زکاوت این روند ادامه خواهد داشت. به گونهای که شایعات بسیاری در مورد نفوذ روسیه در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه مطرح شد که پایه و اساس آن را حمایت از مارین لوپن قلمداد کرده بودند، اما شاهد هستیم که پس از به روی کار آمدن ماکرون هیچ سیاست سرسختانه و تهاجمی علیه روسیه اتخاذ نشد. از این منظر باید گفت که رئیسجمهور جوان فرانسه دیپلماسی چندجانبه را در دستور کار قرار داد.
مهربان در پایان خاطرنشان کرد: اتحادیه اروپایی در حال پوستاندازی حساسی است. چراکه با گذشت از بحرانهای مالی، مهاجرت، تروریسم و حتی برگزیت وارد فضایی شده است که در مقابل آن آمریکای ترامپ قرار دارد. به عبارتی دیگر باید بگوییم برای اولین بار است که پس از جنگ سرد، اروپا دچار چالش با آمریکا شده است اما به هر ترتیب ماکرون در صدد است تا نقش خود را در کنار آلمان و سپس در کنار آمریکا حفظ کرده و مناسبات خود با تمام دنیا را تنظیم کند که در این بین رویکردهای وی در قبال منطقه هم این چنین تحلیل میشو